شيخ حسين انصاريان

174

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

چون به خانهء خديجه آمد به او گفت : چيزى كه مرا شيفتهء تو نموده است همان راستگويى ، امانتدارى و اخلاق پسنديدهء تو است و من حاضرم دو برابر آنچه به ديگران مىدهم به تو تقديم نمايم و دو غلام خود را با تو همراه مىكنم تا در تمام امور فرمانبر تو باشند . رسول خدا صلى الله عليه و آله جريان ملاقات با خديجه را با عموى بزرگوارش ابوطالب عليه السلام در ميان گذارد ، وى در جواب برادرزاده‌اش گفت : اين برنامه وسيله‌اى است براى زندگى كه خداوند براى تو مقرّر فرموده است . كاروان قريش آمادهء رفتن شد ، كالاى تجارتى خديجه هم با كاروان بود ، در اين هنگام خديجه شترى راهوار و مقدارى اجناس گران‌بها در اختيار وكيل خود گذارد و ضمناً به دو غلام خود دستور داد كه در تمام مراحل كمال ادب را به جا آورند و هر چه او انجام داد اعتراض ننمايند و در هر حال مطيع او باشند . كاروان به مقصد رسيد و همگى در اين مسافرت سود بردند ، ولى محمّد از همه بيشتر و چيزهايى نيز براى فروش در بازار تِهامه خريد . كاروان پس از پيروزى كامل راه مكّه را پيش گرفت . محمّد در اين سفر براى بار دوم از ديار عاد و ثمود گذشت ، سكوت مرگبارى كه در محيط زندگى آن قوم سركش حكمفرما بود ، او را بيشتر به عوالم ديگر متوجّه ساخت . علاوه بر اين ، خاطرات سفر سابق تجديد شد ، به ياد روزى افتاد كه همراه عموى خود همين بيابان‌ها را پشت سر مىگذاشت . كاروان به مكّه نزديك شد ، ميسره رو به رسول خدا نمود و گفت : چه بهتر شما پيش از ما وارد مكّه شويد و خديجه را از جريان تجارت و سود بى سابقه‌اى كه امسال نصيب ما گشته آگاه سازيد . پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه خديجه در غرفهء خود نشسته بود وارد مكّه شد ، خديجه به استقبال او دويد و او را وارد غرفه نمود . پيامبر با بيان شيرين خود جريان سفر تجارتى را شرح داد . چيزى نگذشت كه ميسره وارد شد و آنچه را در اين سفر ديده بود - كه تمام آنها بر عظمت و معنويت